ملیکا جانملیکا جان، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 27 روز سن داره
زندگی مشترک من وبابازندگی مشترک من وبابا، تا این لحظه: 20 سال و 2 ماه و 4 روز سن داره

ملیکا جون ، قشنگترین هدیه ی خدا

عنفوان جوانی

دلم نمیخواد امروز به فردا برسه ، چون امروز ۲۵ ساله شدم..... احساس میکنم روی قله ای ایستاده ام و  از این به بعد به جای  سر بالایی زندگی  به سمت سرازیری  حرکت میکنم... دلم میخواست یک ساعت برنارد داشتم و زمان رو متوقف میکردم .....  
1 ارديبهشت 1392

سیزده به در

سیزده بدر امسال از لحاظ مدت با سال های گذشته یک فرقی داشت ، اینکه امسال از 12 ام شروع کردیم و تا سیزدهم تو باغ بابا بزرگ سیزده رو به سر بردیم  و روز 14 ام هم به اتفاق خانواده پدری ملیکا جون به دریای زیبای مازندران رفتیم.. طبیعت زیبای دریا از یک طرف و آشنایی با چگونگی صید ماهی توسط ماهیگیران پر تلاش دریا از طرف دیگه باعث برجسته شدن  این گردش شده بود. صید اونهمه ماهی  سفید ، که مختص دریای مازندرانه ، یکجا و در یک مکان  انقدر جذاب و جالب بود که ملیکا با رفتنمون مخالفت میکرد... سر آخر یکی از ماهیگیر ها به دخترمون یک ماهی سفید کوچولو هدیه کرد که ملی بانو رو کلی به وجد آورده بود...   ...
15 فروردين 1392

روزهای سبز

روزهایی که گذشت هفته ی اول سال 92 رو برامون رقم زد ، این روزها ی خیلی خوب هم تو ذهنمون جاودانه شدند.  لحظه تحویل سال نو مجید جان کلام خدا رو تلاوت کردند و ملیکا همچنان که با انگشتاش سمنوی روی سفره رو ناخونک میزد به بابایی چشم دوخته بود .. انشاالله خدا تو این سال جدید به همه مون سلامتی بده و روزهای خوب یکی یکی برای همه مون پیش بیاد و بیشتر بشه.... خاله جون ملیحه و عمو محمد با دختر خاله های ناز ملیکا ، نیوشا و آوینا جون ، یک روز قبل از عید اومدند شمال و خونه مادر جون از همیشه شادتر شده بود... اینجا هم پارک ملت بهشهر بابا بزرگ مهربون برای ملیکا و نیوشا جون تو اتاق خواب تاب بست هر وقت خونه ی مادر جون می...
9 فروردين 1392

نوروز 1392

باز هفت سین سرور ماهی و تنگ بلور سکه و سبزه و آب نرگس و جام شراب باز هم شادی عید آرزوهای سپید باز لیلای بهار باز مجنونی بید باز هم رنگین کمان باز باران بهار باز گل مست غرور باز بلبل نغمه خوان باز رقص دود عود باز اسفند و گلاب باز آن سودای ناب کور باد چشم حسود باز تکرار دعا یا مقلب القلوب یا مدبر النهار حال ما گردان تو خوب راه ما گردان تو راست باز نوروز سعید باز هم سال جدید باز هم لاله عشق خنده و بیم و امید   نوروز یک هزار و سیصد و نود و دو را به تمام دوستان گلممون و  نی نی وبلاگی های عزیز  تبریک میگیم. ...
30 اسفند 1391

در آستانه ی سالی نو...

هر چی به روزهای پایانی سال 91 نزدیکتر میشم استرس قشنگی بهم دست میده  ،همیشه برای من روزهای پایانی اسفتد از روزهای اول فروردین شیرینتر بوده . امروز بیشتر وقتم رو گذاشتم رو درست کردن تقویم 92 با عکسهای دختر گلمون ملیکا جون... از همین جا از مامان جون  کیان و کارین عزیزم  به خاطر در اختیار قرار دادن فایلهای تقویمشون تشکر میکنم. ...
27 اسفند 1391