استفاده کاربردی از واژگان...
دخترم دیگه بزرگ شده ، دیگه میدونه وقتی گشنشه باید بگه ممه...
یا وقتی باباش رو میخواد صدا کنه میگه بَ بَ............
کلماتی رو مثل بو و دَ دَ و گَ گَ و...رو هم بیان میکنه.
بابا مجید آرزو داشت که یه روز ملیکا صداش بزنه و حالا با شنیدن بابا از زبون ملیکا تو پوست خودش نمیگنجه.
تازه دخترمون میتونه با تکیه به جایی وایسه(برای چند ثانیه)...
عزیزم تو چند هفته اخیر بشکن میزنه، دست میزنه ،بای بای میکنه کمتر از غریبه ها میترسه.
این روزها دلم میخواد بیشتر با ملیکا کار کنم اما نمیدونم چی کار کنم؟
مادرهای مهربونی که این مطلب رو میخونند اگر میشه از تجربیات شخصی خودشون برام بنویسند...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


استفاده کاربردی از واژگان...
