ملیکا 7 ساعت بدون مامان بود.............
امروز روز اولی بود که به دانشگاه میرفتم،2تا کلاس داشتم،داشتم میرفتم خانمی رو خوابوندم .
خاله فاطمه جون حسابی سنگ تموم گذاشت و با ملیکا بازی کرد طوری که اصلا نبود من رو احساس نکرد...
دست پدر جون و مادر جونم هم درد نکنه که خیلی به خانمی رسیدند...
وقتی هم اومدم بازم خواب بودی گل من ، دلم برات یه ذره شده بود.



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


ملیکا 7 ساعت بدون مامان بود.............
