ملیکا جانملیکا جان، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره
زندگی مشترک من وبابازندگی مشترک من وبابا، تا این لحظه: 20 سال و 2 ماه سن داره

ملیکا جون ، قشنگترین هدیه ی خدا

پایان پاییز

1392/9/30 2:44
نویسنده : مامان منصوره
746 بازدید
اشتراک گذاری

به تمام دوستای گلم سلام میکنم

ملیکای قصه ی ما این روزها خیلی شیرینتر از گذشته شده ، مدام با مزه و بامزه و بامزه تر از دیروز

صبح ها که از خواب بیدار میشی اولین کاری که به محض بیداری انجام میدید  اینه که بری سر کشوی گیره موهات و یک تل بردارید و به موهاتون بزنید و من از صدای بسته شدن کشوی شما متوجه میشم که بیدار شدید ...

وقتی آخرین بار وسط هفته به جنگل کوهسارکنده رفته بودیم ، یک دامدار گاوها رو برای چرا آورده بود...

ملیکا از دیدن این همه گاو هم خوشحال شد ، هم وحشت کرد ، هم نگران شد و هم تعجب کرد

1

2

اینجا هم جنگل عباس آباد بهشهر ه..با اینکه هوا خیلی سرد بود مدام میگفتید یک جا بنشینیم و یه چیزی بخوریم ...

3

طی یک خلاقیت جدید دختر گلمون از روی بن بن بنش شروع به نوشتن کرد...

456

اینجا بعد از مدتها تلاش و صحبت کردن با شما راضی شدید تا موهاتون رو به صورت تیغ ماهی ببافم..

خیلی خیلی رو موهات حساسی ، برخلاف دوران زیر دو سالگی ات که به هر صورتی میتونستم موهاتون رو میبستم ، حالا دیگه به سختی میتونم موهات رو شونه کنم

7

چند تا عکس هم دایی جون ازتون انداختند که بد ندیدم بذارمشون تو وبت

8

9

این عکسها رو هم مامانی از گیسوطلاش انداختهقلب

9

10

وقتی برای دیدن عمه ام به خونه شون رفتیم ، این عکسها رو از تو حیاطشون گرفتیم..

11

12

هر سری که به نقاشی هات نگاه میکنم جزییات بیشتری رو توش میبینم که خوشحالم میکنه...

تو این نقاشی به درخواست ملیکا بعد از تمام شدن نقاشی اش یک ستاره براش کشیدم 

در سمت راست این نقاشی  یک جوجه و یک قارچ کشیه شده و ابرها رو هم به رنگ سبز در بالای نقاشی میبینید

اون دو رنگ زرد که بالای تصویره برای تست رنگ زرد استفاده کرده که هر کدوم خوش رنگتر بود برای رنگ چشمش انتخاب شدخوشمزه

13

اما این نقاشی ...

در دو طرف پسره درختهای باغ عزیز فهیما رو کشیدید...و بعد از کشیدن درختها یاد ابر و خورشید افتادی که دیگه جایی برای کشیدنشون نمونده بود و به ناچار پایینتر از جای همیشگی اش کشیدید..

باز هم از من تقاضای کشیدن یک ستاره تو نقاشی ات کردی

14

این هم آخرین نقاشی از نقاشی های منتخب ..

خطوط خونه رو با استفاده از مداد کمکی میکشیدید که بابایی دیروز براتون خط کش خرید..

15

بعد از کشیدن این نقاشی توضیح دادی که برای دستگیره در پیچ هم کشیدیخنده

یا اون توپه شبیه توپ خودت خال خال داره...

خلاصه اینکه خیلی به نقاشی علاقه داری و شده زمانی که ساعتها گذشت و شما همچنان با دفتر و مداد رنگی ها و شابلونهات سرگرمیماچ

در مورد غذا خوردنتون باید بگم که عاشق کباب ماهیتابه ای (حسینی) هستید و هر چند روز یکبار براتون درست میکنم

آخرین مطلبم رو اختصاص میدم به خواب ملیکا جون که حدود یک هفته پیش دیده بود..

طرفهای ساعت 4 صبح بود خانمی در حالی که چشماش بسته بود و از شدت خواب گیج بود  گفت مامانی تو حیاط خونه مادر جون هاپو بود ، گفتم خواب دیدی گلم بخواب دوباره گفتید مادر جون میخواست با چکش هاپو رو بکشه...بغلت زدم و خوابوندمت ، بعد از 5 دقیقه دوباره بیدار شدید و گفتید: مامانی گوشیتو بده....با تعجب گفتم چی کار کنی؟؟؟؟ گفتید: میخوام به مادرجون زنگ بزنم بگم هاپو رو بکشه...تعجبتعجبتعجب

 

 



پسندها (1)

نظرات (21)

عمو
30 آذر 92 15:35
هزار آفرین عمو جوون...خیلی زیبا کشیدی
مامان آیسو وآیسا
1 دی 92 1:26
"شب یلداست؛ شبى که در آن انار محبت دانه مى شود و سرخى عشق و عاطفه، نثار کاسه هاى لبریز از شوق ما؛ شبى که داغى نگاه هاى زیباى بزرگ ترها در چشمان کودکان اوج مى گیرد و بالا مى رود." یلداتون مبارک دوست عزیزززززززززززم
مامان منصوره
پاسخ
مرسی خانمی
✽ ستایـــِش فرشتـــه اـے از بِهشت ✽
1 دی 92 13:24
خوشگل خانوم ملیکا خانوم چه ناز شدی عروسک شدی موهاتم خیلییییییییی خوشجل شده
مامان منصوره
پاسخ
مرسی خاله جووووووووووووووون
سمیرا مامان پرنیان
1 دی 92 16:08
وای عزیزم خیلی جیگر شدی موهاتم خیلی خوشگلن
مامان منصوره
پاسخ
مرسی خاله جونم
زینبی
1 دی 92 21:43
ماشالله هزار ماشالله . ایشالله ازین بامزه تر هم میشی گلم. ولی بدون که دیگه مامان منصوره و باباجونت، یک لقمه میکننت و درسته قورتت میدن.
مامان منصوره
پاسخ
مرسی زینبی جونم امتحاناتت رو خوب دادی عزیزم؟داری میدی؟هنوز شروع نشد؟
زینبی
1 دی 92 21:47
چه خانمی شده ملی بانو جونم که میخواد مرتب باشه موهاش، تا که از بیدار میشه. چه جای باصفایی رفتین. منم دلم خواست.
مامان منصوره
پاسخ
خانمی از خودتونه گلم انشاالله بیا پیشمون با هم میریم
زینبی
1 دی 92 21:49
]فرین. بَن بِن بُن جدید به سبک ملیکا جون.. چه موهای نازی. به من نمیدی خاله؟؟؟؟؟
زینبی
1 دی 92 21:51
چه پیشیه نازی داری منصوره جونم. قربون دخمل نازت. چه نقاشی های خوشگلی هم کشیده.
مامان منصوره
پاسخ
چشماتون خوشگل میبینه خاله جون زینبی
مامانی امیرعلی جون
2 دی 92 15:44
سلام باورم نمیشه ماشالا ملیکا جون چقدر خوب نقاشی میکشه آفرین امیرعلی هنوزنمیتونه مداد رو درست تو دستش بگیره مامانی داری هنرهاتو رو موهای ملیکا امتحان میکنیولی بافت قشنگی بود واقعا جنگل تو فصل پاییز خیلی زیباست ایشالا همیشه به گردش و شادی باشید
مامان منصوره
پاسخ
سلام ملیکا هم تو چند ماه اخیر پیشرفت کرده.. جای نگرانی نیست ، رمز موفقیت فقط تشویقه.. گاهی اوقات از بس الکی میتشویقیدیم که خودمون خنده مون میگرفت مرسی عزیزم
گلهای زندگی من
3 دی 92 9:59
هزار ماشالله به دختر ناز ودوستداشتنیت چه نقاشی های قشنگی یلداتون مبارک
مامان منصوره
پاسخ
مرسی عزیزم چشمهاتون قشنگ میبینه یلدای شما هم با یک هفته تاخیر مبارک عزیزم
مامی مهتا
3 دی 92 16:11
آفرین به دختر خوشگل خودمون ...ماشالله چه عکسهای نانازی ... دختری حسابی برای خودش خانومی شده ها .... راستی منصوره جون کلاسهات تموم شد به سلامتی ؟؟؟
مامان منصوره
پاسخ
مرسی خاله جونم نه عزیزم تازه تقریبا دو تا از دیپلم ها رو گرفتم ، 5تا دیپلم دیگه مونده که فکر کنم تا سال دیگه همین موقع طول بکشه ...
مامان شایلین جون
4 دی 92 13:46
سلام عزیزم هزار ماشالا چه نقاشیهاییییییییییییی میکشی گلم.مامانی معلومه ملیکا خیلی حساسه. سعی کنید با ترساش مقابله کنه. جدیدا ما شایلینو یکی دو بار واسه اینکه جلوی شیطنتهاشو بگیریم از مارمولک ترسوندیم. حالا هر روز میگه مامان دیشب خواب مارمولک دیدم. خیلی نگرانش شدم. دیگه به باباش هم گفتی اینو نگه بهش. آخه من خودم با این سن و سال هنوز ترسای دوران کودکیم تو وجودم هست.
مامان منصوره
پاسخ
مرسی عزیزم خیلی لطف دارید وای خدا بچه ها خیلی حساسند ، ما هم یکبار این کار رو کرده بودیم ولی بعدش خیلی خیلی خیلی پشیمون شدیم ممنونم از راهنماییتون
مامان آیسو وآیسا
4 دی 92 16:27
خیلی نازی ملیکا جووونم...چقدر خشگل شده موهاتو تیغ ماهی بافتی
مامان منصوره
پاسخ
مرسی خاله جونم
مامان الناز
5 دی 92 16:53
اهي من فداي اين دختر نازو شيرين بشم به به خيلي نقاشيهاي نازي كشيدي افرين به دختر باهوشم ماماني به من رمز نميدي
مامان منصوره
پاسخ
مرسی خاله جونم
مامان ایلیا کاکلزری
6 دی 92 21:42
سلام خانمی خوبی؟ مامان مهربون حتما واسه ملیکای ناز من اسپند دود کن خیلی باهوشه ماشالا و خوشگل
مامان منصوره
پاسخ
مرسی گلم ممنونم از مهربونیتون
زینبی
7 دی 92 18:28
پس نظر من کجاست؟؟؟؟؟؟
مامان منصوره
پاسخ
سلام گلم اگه خانمی بذاره از 16 نظر تونستم فقط دو تا شو تایید کنم انشاالله تا یک ساعت دیگه میخوابه و می تاییدم
زینبی
8 دی 92 13:06
سلام عزیزم. قربونت برم من. هنوز 2 تا دادم. 6 تای دیگه مونده هنوز. واسم خیلی دعا کن منصوره جوووونم.
مامان منصوره
پاسخ
سلام زینبی جونم خدا نکنه عزیزم وای که چقدر این امتحانات کمر شکن و طاقت فرساست... انشاالله همه رو خوب خوب میدی استرس نداشته باش
زینبی
9 دی 92 0:45
مرسی عزیزم. فردا 2 تا امتحان دارم. یکی 3 بعدظهر و یکی هم ساعت 6 ببین چه ریلکسم که تو نتم آخه چکار کنم که دلم واسه دوستایه وبلاگیم تنگ میشه خب ، واسه همون وقت خواب میام یک سری میزنم و میرم لالا.
مامان منصوره
پاسخ
وای از این بدتر نمیشه اما ریلکس باش ، بس که گلی زینبی جونم شب به خیر فردا با خبرهای خوب منتظرتیم
مونا مامي كيانا
9 دی 92 9:02
چقدر خوب نقاشي كشيده مليكا جون خيلي خوبه خيلي تعجب كردم به قول شما خيلي با جزئيات ميكشه پيچ دستگيره در!!!! واي نوشتنش هم خيلي عالي بود منظره عباس آباد هم كه حرف نداره
مامان منصوره
پاسخ
مرسی عزیزم اینکه در عرض چند ماه به این پیشرفت رسیده ما رو متعجبتر کرده ..انشاالله بشه استعداد بچه هامون رو تو آینده شکوفا کنیم مرسی گلم از مهربونیتون
مامان فتانه
18 دی 92 20:23
ای جانم عزیزم چه کاپشنش نازه و بهش میاد ....چقدر قشنگ نقاشی کشیده افرین
مامان منصوره
پاسخ
مرسی خاله جون چشماتون قشنگ میبینه مرسیییییییییییی
روزهای آبنباتی
22 دی 92 20:58
عزیزم دختر ناز و باهوشی دارید موفق باشید
مامان منصوره
پاسخ
سلام ممنونیم از مهربونیتون آدرستون صحیح نبود