ملیکا جون ، قشنگترین هدیه ی خدا

 


 

و ان یکاد


نوشته شده در تاريخ 5 / 7 / 1392 توسط مامان منصوره

پنجشنبه صبح از مسافرت اومدیم اما چون اینترنت مون قطع شده بود نتونستم بیام و  کامنت بذارم...

مسافرتمون بیشتر دید و بازدید از اقوام بود و جای خاصی نرفتیم ، چون اکثر جاها رو رفته بودیم..

فقط روز آخر برای اینکه ملیکا جون رو شاد کنیم، با خاله مبینا  و عمو اصغر و پدر و مادر عمو محمد به باغ پرندگان رفتیم..

ملیکا جون خیلی خوشحال بود که این همه پرنده رو با هم تو یه جا میدید.

حتی یک بار یک طاووس رو دنبال کرد....

ملاقات ملی و طاووس سفید

 بقیه عکس ها رو لطفا در ادامه مطالب ببینید...

 


ادامه مطلب :

ورودی باغ

شادی عروسک مامان و بابا

مجمع طاووس ها

ملی جون و قوهای گردن مشکی

عسلم

وسط باغ  کوچه باغ های اصفهان قدیم رو به صورت کوچیک و ماکتی ساخته بودند ، که ملیکا جون رو خیلی خوشحال میکرد...

ماکت

ماکت2

ماکت3

ماکت4

ماکت5

ماکت6


نوشته شده در تاريخ 20 / 4 / 1391 توسط مامان منصوره
Design By: Gogoli-temp.blogfa.com